بسم الله الرحمن الرحیم
در یکی از مکانهای فرهنگی در حال گذر بودم که این متن توجه هم را به خود جلب کرد
"چادر، مرا به كسي كه دوست دارم و دوستم دارد،خواهد رسانيد."
آي مسئول مثلاً فرهنگي!
هيچ انديشيده اي آيا،
كه چه مي كني با اين جملات بي بديل قصارت؟!
فرهنگ سازي مثلاً؟!
كدام فرهنگ؟!
كدام حجاب؟!
كدام چادر؟!
تو كه فرهنگ اين مملكت را در يد قدرت خويش گرفته اي و انديشه ات تا اين حد دون است و حقير،چه انتظار از مخاطبين تو؟!
تعريف تو از چادر همين است؟!
ابزاري براي شوهريابي؟؟؟
چقدر اهانت؟!
چقدر حقارت؟!
چقدر شقاوت؟!
هفت آسمان حيرت را سير مي كنم كه فرداروز چطور در چشمان مادرم نگاه خواهي كرد؟
وايِ من و چادرم با تو و اين توهين هاي هماره ات!
نمي داني اگر،بدان!
من و دوستانم چادر دوست داشتني مان را اين گونه تعريف مي كنيم:
حريم مشكي...
5 متر اقتدار سياه...
مخروط ناقص مشكي...
انتقام سيلي زهرا...
قامت بلند مشكي...
سنگر هماره مقدس...
قاب مشكي...
تا كور شود هر آنكه نتواند ديد!
نظرات شما عزیزان: